حدیث موضوعی
دعای عظم البلا
یادداشت
آخرین اخبار
کد مطلب: 278889
دو نکته طلايي از واقعه مباهله!
تاریخ انتشار : 1395/07/05
نمایش : 195
علاوه بر آموزه ها و مطالب روايي و تاريخي، که گواه بر برتري و مرجعيت ديني و سياسي اهل بيت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) است، از کلام وحي به عنوان بالاترين منابع ياد شده است که آيات ارزشمندي را در خود به همراه دارد، که همگي گوياي عظمت و جايگاه ممتاز خاندان عصمت و طهارت در دين مبين اسلام است.
 

 

 

يکي از زيباترين و مهمترين اسناد و مدارک معتبر قرآني که حکايت بيانگر اين جايگاه و عظمت مي باشد، آيه مباهله است. اين آيه زيبا و ارزشمند حکايت از يک واقعه تاريخي و برجسته دارد، که ارادت و محبت خاص پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) را نسبت به خاندان عصمت و طهارت بازگو مي کند.
 

برداشتي آزاد از واقعه مباهله

يکي از مهمترين نکته ها و وقايع مهم تاريخ اسلام، جريان مباهله است. در بيست و چهارم ذي الحجّه سال دهم هجري پيامبر اکرم(صلي الله عليه و اله) بنا به مأموريت الهي خود مبني بر دعوت همه انسان ها به آيين مقدس اسلام، مسيحيان نجران را به دين مبين اسلام دعوت مي کند، ولي در اين ماجراي مهم تاريخي نکات و مطالب بسيار ارزشمندي در خصوص فرهنگ و آيين اسلام خود نمايي مي کند.

برداشت اول: آيين اسلام دين عقلانيت و گفتگوي مسالمت آميز

اگر چه در جريان مباهله براي بعضي افراد تنها جنبه نفرين و لعن کردن دو گروه يعني پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) و همراهان گرامي اش و گروهي از مسيحيان نجران بزرگ نمايي مي نمايد، حال آنکه وقتي در جريان اين واقعه تاريخي قرار مي گيريم متوجه مي شويم، در ابتداي کار پيامبر اکرم(صلي الله عليه و اله) با منطق و ابزار قرآني و عقلاني، سعي در هدايت و راهنمايي آن گروه لجوج و متعصب دارد. شيخ مفيد در کتاب ارشاد خود گوشه اي از اين گفتگو را اين چنين بيان مي کند: «وقتي ابو حارثة كشيش که بزرگ نصاراى نجران بود به همراهى سى تن از مردان مسيحى آن شهر به نزد پيامبر اکرم(صلي الله عليه و اله) رسيدند، جوياي نظر مبارکشان در خصوص شخصيت و جايگاه حضرت مسيح(عليه السلام) مي شوند، رسول خدا(صلي الله عليه و اله) بر اساس منطق وحياني و قرآني خود، حضرت مسيح را بنده و برگزيده خدا معرفي مي کنند؛ کما اينکه خداي متعال نيز در قرآن کريم حضرت مسيح را اين چنين معرفي مي فرمايد: « قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني  نَبِیًّا؛[سوره مريم، آيه30] [عيسى به سخن آمد و] گفت: من بنده خدايم، به من كتاب داده و مرا پيامبر ساخته است».

مفسران برجسته اهل سنت در ذيل آيه شريف مباهله اين چنين بيان داشته اند: مراد آيه از «ابناءنا» [پسرانمان] حسن و حسين(عليهماالسلام)، و مراد از «نساءنا» [زنانمان] فاطمه زهرا(سلام الله عليها) و مراد از «انفسنا» [جان هايمان] حضرت علي(عليه السلام) بوده است، يعني چهار تني که همراه با خود رسول خدا، پنج تن آل عبا يا اهل کسا را تشکيل مي دهند

 کشيش مسيحي با حالتي تعجب و حق به جانب در جواب پيامبر گفت: اى محمد آيا براى او پدرى سراغ دارى كه او را بوجود آورده باشد؟ حضرت با بياني زيبا در جواب آن کشيش فرمودند: اصلاً موضوع زناشوئى در كار نبوده، تا اينکه مسيح پدر داشته باشد!، کشيش مسيحي گفت: پس چگونه ادعا مي کني كه حضرت مسيح  بنده و مخلوق خداست! در حالي که هر بنده و مخلوقي تنها از راه زناشويي پا به اين عرصه خاکي دنيا مي نهد! پيامبر گرامي به  کشيش مسيحي جوابي دقيق و قرآني فرمودند: « إِنَّ مَثَلَ عيسى  عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرينَ،[سوره آل عمران، آيات60و59] همانا داستان عيسى نزد خداوند مانند داستان آدم است، او را از خاك آفريد سپس به او گفت: باش! پس بود شد.[اين ] حق- سخن راست و درست- از پروردگار توست، پس از شك داران مباش».
نکته طلايي برداشت اول: يکي از نکات طلايي حادثه مباهله را به واقع مي توان رفتار مسالمت آميز، توأم با آرامش و عقلاني و سعه صدر رسول خداست برشمرد. وقتي گروهي از مخالفان مسيحي درخواست گفتگو با پيامبر را مي دهند، در حالي که حضرت در اوج شکوه قدرت سياسي، و نظامي قرار داشتند، حضرت درخواست ايشان را رد نمي کنند، و با برخوردي خشن و افراطي با آنان رفتار نمي کنند، بلکه با منطق قرآني خود سعي در هدايت و راهنمايي آنان مي نمايند.

برداشت دوم: لعن و نفرين آخرين حربه

همان طور که در نکته پيشين نيز بيان شد، پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) در برخورد با مخالفان نجراني، منطق و سلاح گفتگوي مسالمت آميز را کنار نگذاشتند، از اين رو در ابتدا با لعن و نفرين با آنان برخورد نکردند،  ولي زماني که ابزار عقلانيت آنان را به راه صحيح هدايت نکرد، با اعتقاد به حقانيت دعوت خويش و با ايمان به امدادهاي غيبي باري تعالي آنان را دعوت به مباهله فرمودند. « فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ؛[سوره آل عمران، آيه 61] پس هر كه با تو، پس از آن دانشى كه به تو رسيد، در باره او- عيسى يا آن حق- ستيزه و جدل كند، بگو: بياييد تا ما و شما پسران خويش و زنان خويش و خودمان را- كسى را كه به منزله خودمان است- بخوانيم، آنگاه دعا و زارى كنيم و لعنت خداى را بر دروغگويان بگردانيم».

پيامبر با چه کسي به مصاف با مخالفان مي رود؟

کشيش مسيحي با حالتي تعجب و حق به جانب در جواب پيامبر گفت: اى محمد آيا براى او پدرى سراغ دارى كه او را بوجود آورده باشد؟ حضرت با بياني زيبا در جواب آن کشيش فرمودند: اصلاً موضوع زناشوئى در كار نبوده، تا اينکه مسيح پدر داشته باشد!، کشيش مسيحي گفت: پس چگونه ادعا مي کني كه حضرت مسيح بنده و مخلوق خداست! در حالي که هر بنده و مخلوقي تنها از راه زناشويي پا به اين عرصه خاکي دنيا مي نهد! پيامبر گرامي به کشيش مسيحي جوابي دقيق و قرآني فرمودند

مسيحيان نجران بعد از دعوت رسول خدا به مباهله، به فکر و مشورت نشستند، و به اين نتيجه رسيدند که اگر اين پيامبر الهي در ادعاي خود صادق باشد، فردا با نزديکترين افراد و خانواده خويش به مصاف و مقابله با ما خواهد آمد، ما را ياراي مقابله با ايشان نخواهد بود و اگر در ادعاي خود کاذب باشد، ياران و اصحاب خود را به همراه خواهد آورد، در اين صورت است که ما با او به مقابله و مباهله برخواهيم خواست. صبح فردا مردان نجراني با کمال تعجب و شگفتي پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) را در حالى كه دست على بن ابى طالب (عليه السّلام) را در دست داشت و حسن و حسين از جلو و فاطمه (عليها السّلام) از پشت سرش مي رفتند براى مباهله حاضر مي شد را مشاهده کردند. وقتي با اين صحنه مواجه شدند، يکي از مردان نجراني گفت: از مباهله كردن با اين مرد بايد بپرهيزيد، و بخدا سوگند اگر به خاطر از قصر (پادشاه روم) نبود هم اكنون من مسلمان مي شدم،[2] يکي ديگر از مسيحيان اين چنين مي گفت: به خدا سوگند من چهره هايي را مي بينم که اگر از خدا بخواهند کوهي را جابجا کند، چنين خواهد کرد.[3]
نکته طلايي برداشت دوم: مفسران برجسته اهل سنت در ذيل آيه شريف مباهله اين چنين بيان داشته اند: مراد آيه از «ابناءنا» [پسرانمان] حسن و حسين(عليهماالسلام)، و مراد از «نساءنا» [زنانمان] فاطمه زهرا(سلام الله عليها) و مراد از «انفسنا» [جان هايمان] حضرت علي(عليه السلام) بوده است، يعني چهار تني که همراه با خود رسول خدا، پنج تن آل عبا يا اهل کسا را تشکيل مي دهند.[4]
سخن آخر: صحنه مباهله روزي بود که پيامبر گرامي علاوه بر به رخ کشيدن منطق گفتگوي مسالمت آميز و استقبال از گفتگوي عقلاني، پرده از چهره هاي درخشان مکتب اسلام بر مي دارد، شخصيت هاي والا مقامي که در رأس آنها جان پيامبر، يعني علي بن ابي طالب قرار دارد.
علي بيرانوند- کارشناس حوزه - بخش قرآن تبيان

پي نوشت ها:
[1]. مفيد، الارشاد (ترجمه رسولى محلاتى)، ج 1، ص154.
[2]. همان.
[3]. المقريزي، احمد بن علي، امتاع الاسماع، ج2، ص95.   
[4]. ر.ک: الزمخشري، تفسير الکشاف، الرازي، التفسير الکبير، البيضاوي، تفسير انوار التنزيل و اسرار التأويل، ذيل آيه 61 آل عمران.
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
کانال تلگرامی زنگ خبر
https://telegram.me/zangekhabarben
دانلود نرم افزار سلام

لینک دانلود
همراه با شهدای شهرستان بن
پیوندها
امام خميني

امام خامنه اي

پايگاه اطلاع رساني دولت