ذکر روزهای هفته تاریخ روز
آخرین اخبار
کد مطلب: 289283
حق دارند نگران باشند!
تاریخ انتشار : 1395/08/22 06:45:36
نمایش : 436
پيروزي ترامپ در انتخابات رياست جمهوري آمريکا بسياري را در سراسر دنيا نگران و وحشت‌زده کرده است.

 

+










پيروزي ترامپ در انتخابات رياست جمهوري آمريکا بسياري را در سراسر دنيا نگران و وحشت‌زده کرده است. از مردم عادي و جريان‌هاي سياسي در آمريکا و اروپا بگير تا همين ليبرال‌هاي وطني خودمان. اين نگراني‌ها را به خوبي مي‌توان در ميان پيام‌هاي تبريک رهبران کشورهاي مختلف که به مناسبت پيروزي ترامپ منتشر مي‌شود مشاهده کرد. شورش‌هاي خياباني که اکنون ده‌ها شهر آمريکا را فرا گرفته نيز مويد وجود اين ترس و نگراني است. تيتر‌ها و مواضعي که مدعيان اصلاحات در رسانه‌هاي زنجيره‌اي خود منتشر کرده و مي‌کنند نيز وجود اين ترس و نگراني را تاييد مي‌کند.
علت همه اين نگراني‌ها نيز به دليل شعارهاي عجيب و غريب و خطرناک انتخاباتي است که ترامپ در جريان مبارزات خود سر داده است. از کشيدن سيفون در کاخ سفيد بگير تا اخراج مسلمانان و مهاجران آمريکا، توقف حمايت‌هاي مفت و مجاني از شيوخ عرب، کشتن رنگين‌پوستان در خيابان‌هاي نيويورک و پاره کردن برجام همه و همه جزو شعارهاي انتخاباتي ترامپ هستند. ميزان اين نگراني‌ها هم بسته به اينکه اين جريان‌ها چقدر روي پيروزي هر يک از کانديداها حساب باز کرده بودند و يا سرنوشتشان را به پيروزي کدام يک از اين دو گره زده بودند، متفاوت است. در اين بين طبيعي است جرياني بايد بيش از همه نگران باشد که روي پيروزي کلينتونِ دموکرات شرط‌بندي کرده باشد؛ آن هم همه داشته‌هايش را!
در داخل کشور هستند جرياناتي که همه داشته‌هايشان را روي پيروزي الاغ‌ها شرط‌بندي کردند چرا که اصولا به اين حقيقت که تفاوتي بين دموکرات و جمهوري‌خواه-الا در روش کار- وجود ندارد اعتقادي ندارند و کلينتون را فقط -تاکيد مي‌شود- فقط به اين خاطر که طرفدار برجام است، مي‌ستايند! اين عده جز برجام هيچ دستاورد ديگري ندارند از اين روي طبيعي است براي حفظ آن دستاورد ناچيزشان، روي پيروزي شخصي سرمايه‌گذاري کنند که در ميان تمام مشخصات وحشتناکي که دارد مشخصه «هوادار برجام بودن» را هم داشته باشد، حتي اگر آن فرد مادر داعش و عامل همه آن تحريم‌هاي ظالمانه باشد. ترديد نکنيد که اگر ترامپ هم از برجام دفاع مي‌کرد، اين قماش از همين فردا شروع به حمايت از وي و پرستيدنش مي‌کردند، اگرچه برجام براي آمريکا يک سند گرانبهاست که در آن منافع ايران ناديده گرفته شده است بنابراين بسيار بعيد است که ترامپ اين سند گرانبها را کنار بگذارد.
امروز فقط دموکرات‌ها بازنده انتخابات آمريکا نيستند، مدعيان اصلاحات را هم مي‌توان جزو شکست‌خوردگان دانست. آنها جزو «نگران‌ترين» جريان‌ها از پيروزي ترامپ  هستند و مانند همه آن کساني که اشاره کرديم، به وحشت افتاده‌اند. تلاش مضحک زنجيره‌اي‌ها براي منتسب کردن ترامپ به اصولگرايان يک روز پس از آن گاف‌هاي عجيب و غريب و تيترهاي شرم‌آورشان راجع به پيروزي کلينتون، براي فرار از همين رسوايي و حاصل همان وحشت و نگراني است.  کساني که با وقت و بي‌وقت با مناسبت و بي‌مناسبت اقدام به انتشار تصاوير تمام قد از اوباما و کلينتون کرده و آرزو مي‌کردند اين طيف در انتخابات آمريکا پيروز شوند، آيا شکست نخورده‌اند؟ براي اين جريان حتي انتخاب معاون فرضي! کلينتون هم خبر شيريني بود و در حد تيتر و عکس يکِ روزنامه، مهم مي‌نمود؛ فقط به اين دليل که کلينتون طرفدار برجامي است که به گفته مقامات همين دولت دستاورد آن «تقريبا هيچ» بوده است. روز چهارشنبه ديديم در حالي که هنوز نتايج انتخابات اعلام نشده بود، ذوق‌زده‌ها تيتر زدند: کلينتون، اولين رئيس جمهور زن آمريکا شد! و اين گونه آرزوي خود را به خبر تبديل کردند.
«وليد فارِس» از اعضاي تيم مشاوران سياست خارجي ترامپ همين ديروز گفت رئيس جمهور جديد آمريکا به زودي خواستار ايجاد تغييراتي در توافق منعقد شده بين ايران و 1+5 خواهد شد. آنطور که اين سياستمدار لبناني‌الاصل گفته، ترامپ معتقد است ايران در برجام بيش از آنچه که داده گرفته! و مي‌بايست اين مسئله اصلاح شود. طي روزهاي بعد از پيروزي ترامپ حتي اين خبر هم منتشر شده که جمهوري‌خواهان در کنگره آمريکا که اکثريت را در دست دارند، خطاب به ترامپ گفته‌اند آماده همکاري با وي عليه ايران و برجام هستند. احتمالا مستاجران جديد کاخ سفيد اظهارات ديگري نيز عليه ايران و برجام خواهند داشت که باعث نگراني بيشتر اين جريان در داخل خواهد شد...اما ماجرا هنوز تمام نشده است. دليل اين نگراني‌ها هم بسيار مهم است.
اگر بپذيريم نگراني و وحشت اين عده فقط به خاطر پيروزي يک ديوانه مخالفِ برجام است بايد گفت، آنها سخت در اشتباهند. ترامپ دست‌کم در دشمني با ايران هيچ اختلافي با کلينتون ندارد مگر در روش اين دشمني. ترامپ مي‌گويد با پاره کردن برجام «بايد ايران را مهار کرد»؛ کلينتون مي‌گفت با اجراي برجام «بايد ايران را مهار کرد.» به هر تقدير از نظر اين دو بايد ايران را مهار کرد. پس نگراني‌ها به خاطر مشخصات فردي اين دو کاملا بي‌جاست و بعيد است اين طيف، واقعيت به اين روشني را درک نکنند. اين طيف طي همين چند روز بايد فهميده باشند که ترامپ، شايد اجازه داشته باشد در جريان رقابت‌هاي انتخاباتي ساختار حاکميتي آمريکا را به لجن بکشاند اما، عملا قادر به تمرد از اين ساختار‌ها نخواهد بود بنابراين، بزرگتر از ترامپ هم اجازه نخواهد يافت وعده‌اي مثل «پاره کردن برجام» را عملي کند چرا که اين ديوانه هم مي‌فهمد برجام براي آمريکا يک دستاورد بي‌نظير و براي ايران خسارت محض است لذا ساختار قدرت و لابي‌ها اجازه چنين کاري را به وي نخواهند داد.  به قول فرانسيس فوکوياما در «فارين افرز» ساختار نظامي حاکميتي آمريکا تحت نفوذ لابي‌هاي قدرتمند چنان «فرسوده» شده که با ورود شوکي مثل ترامپ هم ساختار اصلاح نخواهد شد.
بنابر اين شايد دولت جديد آمريکا -همانطور که برخي رسانه‌هاي آمريکايي هم اشاره کرده‌اند- خلف وعده‌ها را با قدرت و سرعت بيشتري ادامه داده و تلاش کند آن «تقريبا هيچ» را هم از ما بگيرد اما، هرگز چنين دستاوردي را پاره نخواهد کرد که اگر هم چنين کند، واکنش کشورمان محرز است.
طي ماه‌هاي آتي از سوي ترامپ احتمالا شاهد عقب‌نشيني‌هاي بيشتري نيز در اجراي وعده‌ها خواهيم بود. ترامپ براي حفظ ظاهر و هوادارانش هم که شده، مجبور خواهد بود بخشي از وعده‌ها و تهديدها را عملي کند اما همه وعده‌ها عملي نخواهند شد. تا اينجاي کار مدعيان اصلاحات نبايد نگران باشند.
خوشحالي برخي در داخل از پيروزي يک جريان سياسي در آمريکا -با اين تصور که پيروزي آنها مثلا باعث شکوفايي اقتصاد کشورمان خواهد شد-همانقدر مضحک است که از شکست خوردن جريان سياسي مقابل آن وحشت‌زده شويم. اصولا اميد بستن به نتايج انتخابات يک کشور ثالث و به وحشت افتادن از شکست آن جريان زماني رخ مي‌دهد که هيچ طرح و برنامه‌اي نداشته باشيم و تمام اميدمان در باقي ماندن فلان جريان سياسي آمريکا در قدرت باشد. يا آنچه از حريف در مذاکرات گرفته‌ايم صرفا «قول» و «وعده‌هايي» باشند که در فضاي دوستانه! يا با ايميل و نامه به دست آورده‌ايم و هيچ تضمين کتبي در کار نباشد؛ يا تحريم‌هايي که تعليق شده‌اند هر شش ماه يک بار با امضاي رئيس جمهوري تمديدِ تعليق شوند که اکنون رئيس جمهور نيست. در چنين فضايي مي‌توان به مدعيان اصلاحات حق داد نگران باشند!
اگر «نگراني‌هاي» مدعيان اصلاحات، از شکوفا نشدن اقتصاد کشور به دليل روي کار آمدن آن جريان ديگر در آمريکاست بايد گفت، اقتصاد و معيشت در يک کشور، با همت و تلاش دولت و مردم رونق مي‌گيرد نه جابجايي مهره‌ها در يک کشور ديگر. آمريکا اگر قدرت داشت بحران‌هايي را حل مي‌کرد که ترامپ با آن خصوصيات شرم‌آورش توانست با موج‌سواري بر آنها قدرت را از آن خود کند. با توجه به نحوه برخورد اين قماش با فسادهاي نجومي، به نظر نمي‌رسد علت اين «نگراني‌ها» معيشت مردم باشد. نگراني‌ها بيش از هر چيز به خاطر پريدنِ «تقريبا»ِ آن «هيچ» و در نتيجه دور شدن آنها از قدرت در انتخابات آتي کشورمان است.
جعفر بلوري
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن