حدیث موضوعی
دعای عظم البلا
یادداشت
آخرین اخبار
کد مطلب: 289526
پيش بيني فتنه جديد؛ اين خطر جدي است!
تاریخ انتشار : 1395/09/22 09:21:41
نمایش : 186
آنچه در يادداشت پيش‌روي خواهد آمد اگرچه در نگاه اول فقط يک «احتمال» است ولي اين احتمال با استناد به برخي از شواهد و قرائن موجود پديد آمده است و‌ از آنجا که موضوع آن با آينده و سرنوشت کشور گره خورده است، نمي‌توان و نبايد از کنار آن به آساني عبور کرد











 

به گزارش زنگ خبر به نقل از خبرگزاري تسنيم، 1- آنچه در يادداشت پيش‌روي خواهد آمد اگرچه در نگاه اول فقط يک «احتمال» است ولي اين احتمال با استناد به برخي از شواهد و قرائن موجود پديد آمده است و‌ از آنجا که موضوع آن با آينده و سرنوشت کشور گره خورده است، نمي‌توان و نبايد از کنار آن به آساني عبور کرد و عواقب ناگواري را که در پي خواهد داشت، ناديده گرفت. شواهدي که به آن اشاره خواهيم کرد از يک توطئه خطرناک حکايت مي‌کند که شناسنامه بيروني دارد و يک جريان مرموز داخلي با نفوذ در برخي از مراکز تصميم‌ساز و سياست‌پرداز نظام، مأموريت اجراي آن را برعهده گرفته است. اين احتمال، اگر به واقعيت نزديک باشد- که اينگونه به نظر مي‌رسد- هوشياري و برخورد مشترک مردم و مسئولان با آن به اندازه‌اي ضروري است که نبايد از امروز به فردا موکول شود. اما قبل از طرح موضوع، اشاره به اين نکته لازم به نظر مي‌رسد که به يقين رسانه‌هاي وابسته به جريان نفوذ از داخل و خارج کشور تلاش مي‌کنند اين هشدار را ناشي از «توهم توطئه» قلمداد کرده و به برخوردهاي سياسي و جناحي نسبت بدهند تا از ميدان ديد و توجه خارج شود که بايد گفت؛ برفرض که حق با شما باشد و اين هشدار را يک برخورد سياسي و جناحي بدانيد! ولي درباره مستندات و شواهدي که ارائه مي‌شود چه مي‌گوئيد؟ خدا رحمت کند مرحوم احسان طبري را که وقتي به عنوان يکي از برجسته‌ترين نظريه‌پردازان اردوگاه جهاني مارکسيسم، زبان و قلم به نفي مارکسيسم گشود، رسانه‌هاي هردو بلوک غرب و شرق- آن روز- ادعا کردند جمهوري اسلامي ايران به او آمپولي تزريق کرده است که هر چه را به وي ديکته مي‌شود، بر زبان مي‌آورد! و مرحوم طبري در پاسخ گفته بود؛ بر فرض که چنين آمپولي وجود داشته باشد و به من نيز تزريق کرده باشند! ولي درباره استدلال‌ها و اسنادي که در نفي مارکسيسم ارائه مي‌کنم چه مي‌گوئيد؟! آمپول که سند و استدلال توليد نمي‌کند!
و اما درباره احتمال مورد اشاره گفتني است که؛
2- نيم نگاهي به مشکلات مردم که طي سه سال و چند ماه گذشته با آن روبرو بوده و همه‌روزه نيز بردامنه آن افزوده شده است بيندازيد. وجود بسياري از اين مشکلات طبيعي نيست ولي يک جريان مرموز که در برخي از مراکز تصميم‌ساز و سياست‌پرداز نظام نفوذ کرده است، نه فقط اقدام مؤثري براي برطرف کردن مشکلات مورد اشاره انجام نمي‌دهد، بلکه پيدايش و افزايش دامنه آن را طبيعي و عادي نيز معرفي مي‌کند! به عنوان مثال، بيکاري، رکود، افزايش لگام گسيخته قيمت‌ها، قاچاق، تحريم‌ها، فساد اقتصادي، تعطيلي نزديک به 60 درصد کارگاه‌هاي توليدي و برخي از کارخانجات بزرگ صنعتي و... عرصه را بر توده‌هاي مردم که صاحبان اصلي انقلاب و نظام هستند همه روزه تنگ‌تر مي‌کند و در همان حال، جريان مرموز مورد اشاره که برخي از افراد آن سابقه وطن‌فروشي در فتنه آمريکايي- اسرائيلي 88 را در کارنامه خود دارند و در بخش‌هايي از مراکز تصميم‌ساز نظام خزيده‌اند نه فقط به هيچ يک از راه‌حل‌هاي مؤثر و تجربه شده براي مقابله با اين مشکلات و ناهنجاري‌ها توجهي نمي‌کنند بلکه هر انتقادي را در مخالفت با دولت معرفي کرده و منتقدان را با انواع تهمت‌ها و ناسزاها مي‌نوازند! قاچاق کالا توليدکنندگان داخلي را به ورشکستگي کشانده، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها را از رمق انداخته ولي از يکسو شاهد اقدام موثري براي مقابله با اين پديده پلشت نيستيم و از سوي ديگر واردات بي‌رويه اقلام غيرضروري نيز بر دامنه آن افزوده است. واردات دسته‌بيل، سنگ‌پا، شانه، گيره، گل‌وبرگ مصنوعي، آب پنير، آدامس، خاک اره، خلال چوب کبريت، مداد تراش، جوراب، شامپو، عينک آفتابي، قرقره و... از جمله اقلام وارداتي هستند که از سوي گمرک اعلام شده است. کداميک از اين اقلام در کشور توليد نمي‌شود؟ در حالي که عدم اشتغال به اذعان رئيس‌جمهور محترم يکي از اصلي‌ترين مشکلاتي است که مردم با آن روبرو هستند، جريان ياد شده با خيال راحت و به گونه‌اي که انگار چنين مشکلي وجود خارجي ندارد، اصرار دارد که تمامي پروژه‌ها و پيمان‌ها و سفارشات ريز و درشت را به خارجي‌ها بسپارد. کترينگ قطارهاي مسافربري (تهيه غذا براي مسافران) را به يک شرکت اتريشي واگذار مي‌کند، ساخت آزاد راه شمال را با تاکيد بر معماري اسلامي! به يک شرکت ايتاليايي مي‌سپارد، با انعقاد قراردادهاي کلان، شرکت خودروسازي پژو سيتروئن را که در حال ورشکستگي بود نجات مي‌دهد و کارکنان اعتصابي آن را به کار بازمي‌گرداند. در حالي که کارخانجات کشتي‌سازي کشورمان با تخصص برجسته و تجربه مثال‌زدني در حال ورشکستگي است، سفارش ساخت 10 کشتي را به کره‌جنوبي مي‌دهد. ديروز فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) که از عقد اين قرارداد به شدت متعجب شده بود، از رئيس‌جمهور خواست که اين قرارداد را لغو کند و گفت؛ ما در صنعت کشتي‌سازي شرکت‌هاي بزرگي مثل صدرا را داريم که تجربه ساخت اقيانوس‌پيماي 113 هزار تني «افراماکس» را در 22 ماه در کارنامه خود دارد. سردار عبداللهي مي‌افزايد؛ ما حاضريم با ايجاد کنسرسيومي از شرکت‌هاي داخلي چون صدرا و ايزائيکو و... اين قرارداد را براي ساخت 10 فروند کشتي اجرا کنيم. از سوي ديگر حميد رضائيان مديرعامل بزرگترين مجتمع کشتي‌سازي با شنيدن اين خبر نمي‌تواند از گريه خود در مقابل خبرنگاران خودداري کند و مي‌گويد؛ در حالي که 5300 کارگر و مهندس اين مجتمع بيکار مانده‌اند و توان بالايي در ساخت کشتي و تعمير سکوها و دکل‌هاي نفتي دارند، چرا بايد ساخت 10 کشتي به کره‌جنوبي سپرده شود!
ماجراي قراردادهاي نفتي نيز حال و هواي مشابهي دارد که شرح آن به درازا مي‌کشد و درباره برجام - که اکنون دست‌اندرکاران آن نيز اعتراف مي‌کنند دستاورد آن تقريبا هيچ بوده است - پيش‌از اين گزارش‌هايي داشته‌ايم و از تکرار آن پرهيز مي‌کنيم. چرا که امروزه معلوم شده است تمامي آن بزرگنمايي‌هاي قبلي نظير آفتاب تابان!  معجزه قرن! فتح الفتوح! و... فقط آرزوهاي بر‌باد‌رفته دولت محترم بوده و کلاه‌گشادي که برخي از مشاوران  بر سر ملت گذارده بودند و سه سال و چند ماه از فرصت و امکانات مردم و نظام را دود کرده‌اند و به هوا فرستاده‌اند و همين چند روز پيش بود که اعتراف کردند، براي عبور از سد افکار عمومي برجام را بزک مي‌کرده‌اند! و...
3- اکنون به ماجراي خطرناکي که در آغاز به عنوان يک احتمال از آن ياد کرديم و موضوع اصلي يادداشت پيش‌روي است بازمي‌گرديم و اين پرسش را پيش مي‌کشيم که کدام انسان عاقل و برخوردار از کمترين هوش و درک اجتماعي - و نه الزاما اقتصادي - مي‌تواند باور کند که تمامي اين بي‌توجهي‌ها به حل مشکلات مردم طبيعي! و عادي بوده و هست؟!  و چگونه مي‌توان پذيرفت که برخي از مسئولان با وجود اطلاع از راه‌کارهاي موثر و تجربه شده نه فقط دست به کمترين اقدامي براي مقابله با معضلات مورد اشاره نزده‌اند، بلکه آشکارا بر دامنه آن نيز افزوده‌اند؟!  و کوتاه سخن آن که؛ آيا نبايد ترديد کرد که بي‌توجهي به مشکلات مردم و دامن زدن به آن عمدي بوده و جريان خزنده و مرموز ياد شده از اين مشکل‌آفريني عمدي انگيزه خاصي داشته و هدف مشخصي را دنبال مي‌کند؟!  اگر مشکل‌آفريني اين جريان خزنده و نفوذي را عمدي بدانيم که شواهد فراواني از عمدي بودن آن حکايت مي‌کند، سؤال بعدي آن است که چرا؟! بخوانيد!
4- اين يک قاعده شناخته شده و يک اصل پذيرفته شده است که هرگاه مردم با مشکلات پي‌در‌پي روبرو شوند و در همان حال شاهد بي‌توجهي مسئولان در مقابله با آن مشکلات باشند به طور طبيعي دو برداشت در ذهن و انديشه آنان شکل مي‌گيرد. اول آن که مسئولان و دست‌اندرکاران نمي‌توانند با مشکلات مقابله کنند و دوم اين که؛ نمي‌خواهند مشکلات را از سر راه بردارند، و در هر دو حالت نتيجه يکسان است و آن، اين که، مسئولان و دست‌اندرکاران موجود، بايد کنار گذارده شوند.
حالا به نکته مورد نظر نزديک شده‌ايم و پرسش بعدي مي‌تواند به گره‌گشايي از ماجرا کمک کند. پرسش اين است که آيا جريان خزنده مورد اشاره از اصل و قاعده ياد شده بي‌خبر است و نمي‌داند که نتيجه مشکل‌آفريني براي مردم، سلب اعتماد آنان و احساس نياز شديد به برکناري دست‌اندرکاران مشکل‌آفرين است؟ پاسخ اين پرسش به يقين منفي است و نمي‌توان باور کرد آنان که عمداً مشکل مي‌آفرينند از بي‌اعتباري خود نزد مردم و افکار عمومي بي‌خبرند، بنابراين سؤال بعدي آن است که اين جريان خزنده چرا علي‌رغم آگاهي از اين نتيجه، کماکان به مشکل‌آفريني ادامه مي‌دهد؟!  هدف اصلي جريان نفوذي را دقيقا در همين نقطه بايد جست‌وجو کرد. بخوانيد!
5- جريان نفوذ اگرچه با حاشيه‌سازي‌هاي پي‌درپي تلاش مي‌کند افکار عمومي را از مسائل اصلي دور کند و مثلا به جلوگيري از اجراي فلان کنسرت و يا لغو سخنراني فلان نماينده مجلس و دهها مسئله دم‌دستي ديگر بکشاند ولي پرتاب  اين نارنجک‌هاي دودزا و بمب‌هاي صوتي از نوع اقدامات پيراموني و براي خالي نبودن عريضه است! مأموريت جريان خزنده نفوذ، انکار مشکلات نيست بلکه استفاده از تاکتيک «غرق مصنوعي» است. در اين تاکتيک که پيش از اين هم مروري گذرا بر آن داشته‌ايم و آمريکايي‌ها در زندان گوانتانامو و انگليسي‌ها در زندان ابوغريب از آن استفاده کرده‌اند، زنداني را در حالتي قرار مي‌دهند که احساس مي‌کند تا چند لحظه ديگر، غرق مي‌شود. در اين حالت که زنداني همه راه‌ها را به روي خود بسته مي‌بيند، زندانبان، آنچه را که در پي آن است به عنوان تنها راه نجات پيش‌روي او مي‌گذارد و زنداني براي نجات از غرق شدن به آن چنگ مي‌زند! توضيح آن که، جريان خزنده با افزايش عمدي مشکلات تلاش مي‌کند مردم را به اين تصور و تلقي برساند که همه راه‌ها به روي آنان بسته است و آينده‌اي تاريک و آکنده از مشکلات پي‌در‌پي در انتظار آنهاست. يعني دقيقا، چيزي شبيه همان غرق مصنوعي! در اين حالت است که تسليم در مقابل آمريکا و تن دادن به خواسته‌هاي دشمن را به عنوان «کليد» اين قفل بسته معرفي مي‌کند! به بيان ديگر، همه مشکلات را ناشي از اصرار و پافشاري ملت و نظام بر اصول و مباني اسلام و انقلاب قلمداد مي‌کند و البته فقط آن بخش از اصول و مباني که مانع غارتگري حريف و باعث ذلت‌ و بردگي ملت است و نه اصول و مباني ديگري که با سلطه دشمن کاري ندارد. به قول «گري سيک» مشاور امنيتي اسبق آمريکا؛ ما با نماز و روزه مردم ايران کاري نداريم، آنقدر نماز بخوانند و تسبيح بگردانند که پيشاني و نوک انگشتانشان ضخيم شود. آنچه با آن مخالفيم تکيه آنان بر عقايدي است که مانع همراهي ايران با آمريکا - بخوانيد بردگي و ذلت و تن دادن به غارتگري آمريکا- است، نظير آنچه در رژيم طاغوت بود.
اين قصه اگرچه سر دراز دارد و باز هم به ابعاد ديگري از آن خواهيم پرداخت ولي کوتاه سخن آن که جريان مرموز و نفوذ کرده در برخي از مراکز تصميم‌ساز و سياست‌پرداز نظام، پروژه آمريکايي- اسرائيلي تسليم ايران  و مردم اين مرز و بوم به آمريکا را دنبال مي‌کند و اين، دقيقا همان وطن‌فروشي است که در فتنه آمريکايي - اسرائيلي 88 در پي آن بود و ناکام ماند.
گفتني است کيهان در آن مقطع نيز چندماه قبل از شکل‌گيري فتنه، ضمن مقايسه فرمول کودتاهاي مخملي با حرکت جريان فتنه، تمامي مراحل بعدي فتنه، نظير انتخاب رنگ، تشکيل کميته صيانت از انتخابات و... را قبل از وقوع پيش‌بيني و اعلام کرده و خبر داده بود که انتخابات فقط يک بهانه است و فتنه‌گران براندازي نظام را دنبال مي‌کنند. به عنوان مثال در تيتر اول کيهان چهارشنبه 20 خرداد 88 - 3 روز قبل از انتخابات - آمده بود «اين هشدار را جدي بگيريد؛ آخرين پرده سناريوي افراطيون، آشوب پس از شکست» است و... آن هنگام نيز برخي از افراد موجه و دلسوز به کيهان خرده مي‌گرفتند که البته بعد از شروع فتنه به اشتباه خود پي بردند و تعدادي از آنان، پوزش خواستند.
و امروز هم تمامي شواهد و قرائن موجود که به برخي از آنها اشاره کرديم از توطئه جديدي خبر مي‌دهد که وطن‌فروشي گوياترين واژه براي معرفي آن است.

انتهاي پيام/

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
کانال تلگرامی زنگ خبر
https://telegram.me/zangekhabarben
<
>
دانلود نرم افزار سلام

لینک دانلود
همراه با شهدای شهرستان بن
پیوندها
امام خميني

امام خامنه اي

پايگاه اطلاع رساني دولت