ذکر روزهای هفته تاریخ روز
آخرین اخبار
کد مطلب: 289700
گزارش مشرق از بزرگترين گرمخانه پايتخت؛
يک شب کنار زنده‌هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن‌خواب‌ها سلفي نمي‌گيرند +عکس
تاریخ انتشار : 1395/10/11 10:03:43
نمایش : 190
کمي عجيب است، خالي ديدن خيابان‌هاي سياه شهر از کارتن‌خواب‌هايي که تا همين چند سال قبل براي فرار از مرگ به آتشي کوچک در کوچه پس کوچه‌هاي شهر پناه مي‌بردند و در گوشه گوشه آن گعده مي‌گرفتند.













 
به گزارش زنگ خبر به نقل ازمشرق - نه اين بندبندهاي روي صورت هايشان، نه آن لرز توي بدنشان، که غم و شرم چشمان است که مقابلش ميخکوب شده‌ايم. نه اينکه آدم رنجور و زخمي و گرفتار هزار و يک دام که ملموس‌ترينش اعتياد است، نديده باشيم اما برخي از آنها آنقدر مبرهن از چشمانشان فرياد کمک بلند است که اين بار، ما شرممان مي آيد به آنها نگاه کنيم.
 
 
ساعتي از نيمه شب گذشته و ديگر خبري از آنهمه ازدحام ماشين و آدم‌هاي مختلف در خيابان هاي جنوب شهر نيست. کسب و کار و آدم ها که به خواب مي‌روند، چهره مندرس آدم‌هاي داستان ما بهتر به چشم مي‌آيد. «آدم»هايي که دار و ندارشان از دنيا يک دست لباس مندرس است و پتويي که در سرماي هوا همه چيز، از زيرانداز و رو انداز تا پناهگاهشان لقب مي‌گيرد.
 
 
اين اولين بار نيست که در شب‌هاي سرد زمستان راه خيابان‌هاي جنوبي شهر را پيش گرفته‌ايم تا از حال و هواي آدم‌هاي بي‌سرپناه بنويسيم و عکس بگيريم. از خيابان‌هايي که شايد کمتر مسئول مرفه‌نشيني در طول دوران مسئوليتش سري به آنها زده باشد و زخم آدم‌هاي رنجور بي‌خانمان را نه لمس، بلکه با چشماني باز نگاه کرده باشد.
 
يک شب کنار زنده‌هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن‌خواب‌ها سلفي نمي‌گيرند +عکس 
 
 
 
بهانه‌مان همزادهاي آنهاست که گورنشين بودند و تصاويرشان، لرزه بر جان جامعه انداخت، نامه‌ها رد و بدل شد و قول‌هاي فراوان بيان، اما کسي نگفت ديگرانشان در همين حوالي، کجا هستند که شب‌ها نمي‌بينيمشان و چه کسي پناهشان داده و شايد هم فکر مي‌کنند که اينها هر شب از سرما مي‌ميرند و حوصله شان نمي آيد براي اطمينان، سري تا بهشت زهرا بزنند يا به گورستان‌هاي ديگر بروند که اگر رفته بودند، حتما در اين چند سال دستوري، نامه‌اي يا تذکري مي‌دادند.
 
 
ساعت از نيمه شب گذشته و خيابان‌هاي جنوبي شهر از شوش و هرندي گرفته تا‌ مولوي و خاوران ردي از بي‌خانمان‌ها به خود نمي‌بيند. کمي عجيب است، خالي ديدن خيابان‌هاي سياه شهر از کارتن خواب‌هايي که تا همين ‌چند سال قبل براي فرار از مرگ به آتشي کوچک در کوچه پس کوچه‌هاي شهر پناه مي بردند و در گوشه گوشه آن گعده مي‌گرفتند.
 
 
از کارتن خوابي تا خوابي گرم در گرمخانه
 
 
خالي شدن شهر از وجود کارتن خواب‌ها و برگشتن تمام اين آدم ها به آغوش خانواده‌هايشان سخت است و کمي باور نکردني. اما با ديدن ون‌هاي سفيد رنگ در کوچه پس کوچه‌هاي جنوب شهر همه چيز مشخص مي‌شود. ون‌هاي سفيد رنگي که در اين سرماي زمستاني به دنبال پيدا کردن بي‌خانماني در شهر مي‌گردند تا بي مزد و منت آنها را به خوابي گرم در گرمخانه‌ها دعوت کنند.
 
 
همراه کارکنان شهرداري به يکي از گرمخانه‌ها مي‌رويم. گرمخانه‌اي در محله خاوران که به گفته مسئولان سازمان خدمات اجتماعي شهرداري تهران، بزرگترين گرمخانه شهر تهران است.
 
يک شب کنار زنده هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن خواب ها سلفي نمي گيرند +عکس 
 
 
 
هوا سرد است و با هر بار رفت و آمد ون ها به داخل شهر، به تعداد ساکنين گرمخانه اضافه مي‌شود. قديمي مديرعامل سازمان خدمات اجتماعي شهرداري تهران برايمان ميگويد که "اين گرمخانه بزرگترين گرمخانه شهر تهران است و ظرفيت تخت‌هاي آن 600تخت خواب است. اما در روزهاي سرد و باراني زمستان که تعداد بيشتري از کارتن‌خواب‌ها براي فرار از سرما به ما پناه آورده‌اند و تا هزار و 37نفر را هم پذيرش کرده‌ايم. دراين مواقع به افراد پتو و زير انداز داده مي‌شود تا در فضاي موجود بر روي زمين بخوابند و شب را صبح کنند."
 
 
بيرون از ساختمان اصلي، بي‌خانمان‌ها به صف ايستاده‌اند تا به نوبت پذيرش شوند. درماندگي و درد را مي توان از نگاه خسته‌شان خواند. حرفي و اعتراضي ندارند، تسليمند در برابر سرنوشتي که معلوم نيست خود به تنهايي در آن نقش داشته‌اند يا اجتماع تحميلشان کرده است.
 
آدم‌هاي بي آزار و آرامي که بي‌هيچ اعتراضي، فقط محتاج کمکند
 
 
از در که وارد مي‌شويم، مسئول پذيرش در حال انجام امور اوليه است و پس از ثبت مشخصات و البته ارجاع به مددکاري براي مشخص شدن نوع بيماري و ماده مخدري که مصرف مي‌کنند، يک به يک راهي رختکن بزرگي مي‌شوند تا لباس‌هاي ژنده و مندرس را از تن به در کنند و بعد از يک استحمام گرم، وارد گرمخانه شوند.
 
 
 
لباس‌هاي کهنه را داخل کيسه هاي مخصوص مي‌گذارند و براي بازپس گرفتن تمام دارايي شان از مسئول رختکن، شماره دريافت مي‌کنند.
 
يک شب کنار زنده هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن خواب ها سلفي نمي گيرند +عکس 
 
 
 
شرط اول قدم آن است که حمام روي!
 
 
مددسرا قانون خاص خودش را دارد و براي ورود به آن بايد حتما حمام کرد و لباس تميز پوشيد. آدم هاي اينجا حتي به يکديگر هم اعتراض نمي‌کنند، آرامند و برخلاف آدم‌هاي عادي که همه چيز را حق خود مي‌دانند، ساکت و آرام به صف ايستاده‌اند تا براي حمام کردن نوبتشان شود.
 
يک شب کنار زنده هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن خواب ها سلفي نمي گيرند +عکس 
 
 
 
نمي دانم چند روز و چند هفته و چند ماه مي‌شود که اگر اينجا نيايند، سراغ حمام رفتن و آب گرم را لمس کردن، نمي‌روند اما هرچه هست اينجا لذتش را مي‌برند و بخار آب، شايد يکي از حس‌هاي فراموش شده‌شان باشد.
 
 
داخل مدد سرا، همه يک شکلند و يک نوع لباس به تن دارند. پيراهن و شلوارهاي آبي رنگ بر تن مرداني که تمام لذتشان از زندگي خوردن يک پرس غذاي گرم است و خوابيدن زير سقفي گرم.
 
 
هر چند دقيقه يکبار يک ميهمان جديد به مددسرا اضافه مي‌شود. آدمي با رنگ و روي متفاوت با آنچه چند دقيقه قبل. ديگر خبري از لباس‌هاي ژنده و صورت‌هاي سياه نيست. مردان آبي پوش يک به يک وارد سالن اصلي مي‌شوند و قبل از هر کاري با شامي گرم پذيرايي مي‌شوند.
 
يک شب کنار زنده هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن خواب ها سلفي نمي گيرند +عکس 
 
 
اينجا براي کمک سلفي نمي گيرند
 
 
ميهمان نوازي از اين آدم ها دل بزرگي مي‌خواهد. دلي بزرگ که تنها با عشق به تپيدن درآيد و با عشق به اين آدم هاي دردمند خدمت کند.
 
بچه هاي شهرداري، بهتر از هر ميزباني از بي‌خانمان‌هاي شهرمان پذيرايي مي‌کنند. غذا مي‌دهند و جاي خوابشان را آماده مي‌کنند.
 
 
هنوز وقتي چهره پيرمردي که از شدت اعتياد حتي قدرت مرتب کردن پتو بر روي اندام نحيفش را نداشت و يکي از پرسنل مددسرا با محبتي خاص پتو رويش مي‌کشيد، در مقابل چشمانم ظاهر مي‌شود، بعض راه گلويم را مي‌گيرد.
 
يک شب کنار زنده هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن خواب ها سلفي نمي گيرند +عکس 
 
 
 
او و همکارانش که نه براي پست گذاشتن در شبکه‌هاي اجتماعي و دلسوزاندن براي گورخواب‌ها وقت دارند نه در اجتماع پز روشنفکري مي‌دهند. آنها مهرباني را به واقع معنا کرده‌اند تا در اين سرماي زمستان اگر درد اعتياد، پدري را از فرزندان و خانواده‌اش دور کرده، لااقل محبت و انسانيت از او دريغ نشود.
 
 
چند هزار کارتن خواب در تهران داريم؟
 
 
مديرعامل سازمان خدمات اجتماعي شهرداري تهران از جمع آوري شش هزار بي‌خانمان از سطح خيابان‌هاي تهران در شب‌هاي سرد زمستان مي‌گويد و اينکه بسياري از اين آدم ها خود علاقه‌اي به آمدن در مددسرا‌ها ندارند و ما هم نمي‌توانيم از زور براي انتقال آنها استفاده کنيم.
 
 
 
دليل مهمش آن است که بسياري از اين آدم‌ها اعتياد شديد به مواد مخدر دارند و به دليل قوانين مددسراها هيچ بي‌خانماني حق آوردن مواد به داخل محيط مددسرا را ندارد. به همين خاطر افرادي که اعتياد شديد دارند يا خيابان خوابي را به حضور در گرمخانه ترجيح مي‌دهند يا در ساعت‌هاي اوليه صبح گرمخانه را ترک مي‌کنند.
 
 
شهرداري تهران البته براي اين دسته از افراد هم برنامه ريزي کرده تا حتي کارتن‌خواب‌هاي با اعتياد شديد که حاضر به خوابيدن در گرمخانه‌ها نيستند نيز در اين شب‌هاي سرد زمستان جايي براي خوابيدن داشته باشند.
 
يک شب کنار زنده هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن خواب ها سلفي نمي گيرند +عکس 
توضيحات مهندس قديمي مديرعامل سازمان خدمات اجتماعي شهرداري تهران براي خبرنگاران
 
 
 
 
مهندس قديمي چند دستگاه اتوبوس بنز را نشانمان مي‌دهد. از همان اتوبوس‌هايي که چند سالي است از ناوگان حمل و نقل بين شهري جمع شده اند و فرسوده حساب مي‌شوند. مي‌گويد اين اتوبوس ها مخصوص کارتن‌خواب‌هايي است که نمي‌خواهند به گرمخانه بيايند.
 
 
محدوديت‌هاي گرمخانه در اين اتوبوس‌ها اعمال نمي‌شود و ممنوعيتي براي مصرف مواد مخدر در آنها وجود ندارد. امسال 150دستگاه از اين اتوبوس‌ها تجهيز شده‌اند تا هيچ کارتن خوابي در سرماي زمستان جان ندهد، حتي آنهايي که از فرط اعتياد حاضر به چند ساعت خوابيدن در گرمخانه‌ها نيز نيستند، چون آنها هم آدم هستند.
 
 
با اينکه کوه دردند ...
 
 
از بين نزديک به هزار بي‌خانماني که امشب ميهمان مددسراي خاوران شده‌اند چند ده نفري هنوز بيدارند. يکي کتاب مي‌خواند و ديگري مجله. مردي ميانسال هم ترجيح ميدهد چند ساعتي سودوکو حل کند تا کمتر به بدبختي هايش فکر کرده باشد. هرکدامشان کوهي از دردند براي بازگو کردن. يکي از بيکاري، توان پرداخت کرايه خانه نداشته و ديگري هزينه‌هاي بالاي زندگي باعث شده تا از خانه و خانواده اش فراري باشد.
 
يک شب کنار زنده هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن خواب ها سلفي نمي گيرند +عکس 
 
 
 
با اينکه بسياري شان اهل درد دل هستند اما با اهالي رسانه خيلي گرم نمي‌گيرند، مي‌ترسند از ميان صحبت‌هايشان، کد يا نشانه‌اي بروز کند و کسي بفهمد فلاني که روزي براي خود اعتبار و جايگاهي داشت، امروز خيابان خواب است.
 
 
احمد مي گويد: سه ماهي مي‌شود که خيابان خواب شده‌ام. سه ماه قبل وقتي صاحبخانه اسباب و اثاثمان را به خيابان ريخت همراه زن و بچه ام خيابان خواب شديم تا اينکه خانواده همسرم او و بچه‌ها را به خانه خودشان بردند. حالا من ماندم و اين شرايط. تو را به خدا اگر مي‌شود يک وام برايم جور کنيد تا خانه بگيرم و با خانواده‌ام زندگي کنم. کارم آشپزي است، کار مي‌کنم و قسط هايش را مي‌دهم...
 
يک شب کنار زنده هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن خواب ها سلفي نمي گيرند +عکس 
 
 
ديگر بغض اجازه سخن گفتن بيشتر را نمي‌دهد. بيرون گرمخانه هوا همچنان سرد است. ون‌هاي سفيد رنگ دائم در رفت و آمدند و هر بار بر تعداد مهمان‌هاي مددسرا اضافه مي‌کنند. آدم‌هايي که يک روز بيشتر زنده‌ماندشان مرهون محبت‌هاي بي‌دريغ آدم‌هايي است که در ترافيک سياست‌بازي‌هاي مسئولان و استفاده ابزاري از نام و نشان اين آدم‌ها، دست به کار شده‌اند تا هيچ هموطني در سرماي شب‌هاي زمستان بي پناه نماند.
 
 
تصاوير و توصيفات گورخواب‌هاي مشهور اين روزهاي تهران و ايران، از جلوي چشمانمان رژه مي‌روند و هنگامي که با دهها برابر آنها در اين گرمخانه مواجه مي‌شويم، نسبتا تسکين مي يابيم، هنوز هم آدم‌ها، هواي آدم‌ها را دارند.
 
يک شب کنار زنده‌هايي که مردانگي جلوي «گورخواب» شدنشان را گرفت/ اينجا براي کمک به کارتن‌خواب‌ها سلفي نمي‌گيرند +عکس 
 
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن