ذکر روزهای هفته تاریخ روز
آخرین اخبار
کد مطلب: 370083
به بهانه قرباني شدن آتنا اصلاني
قاتلان و شيطان صفتهاي پرحاشيه‌اي که هنوز اعدام نشده‌اند + عکس
تاریخ انتشار : 1396/04/25 08:58:42
نمایش : 497
اين روزها قرباني شدن آتناي ۶ ساله، احساسات عمومي بسياري از مردم را جريحه‌دار کرد و انتظار اجراي سريعتر عدالت را بالا برد اما در سال‌هاي اخير، هستند پرونده‌هاي جنايت‌هاي دردآور، تجاوزهاي خشن و قتل‌هاي سريالي که مجرمان آن هنوز طعم مجازات را نچشيده‌اند.












 

به گزارش زنگ خبر به نقل از خبرگزاري تسنيم، تجاوز و قتل دختر 7 ساله پارس‌آبادي به قدري تکان دهنده بود که نه تنها دل خانواده و همشهريانش بلکه دل تمام مردم ايران را به درد آورد؛ جنايتي دلخراش که پيچيده شدن خبر آن در فضاي مجازي و رسانه‌هاي رسمي، موجي از احساسات مردمي را به دنبال داشت تاجايي که با روشن شدن ابعاد مختلف اين جنايت هولناک و مشخص شدن هويت متجاوز و قاتل آتنا اصلاني، اهالي پارس آباد در مقابل منزل قاتل تجمع کردند. اين جنايت به قدري احساسات جامعه را تحت تاثير خود قرار داد که موضوع تشديد برخورد با قاتلين و متجاوزين به عنف به اصلي‌ترين موضوع روز کشور در حوزه اجتماعي بدل شد و اجراي سريع مجازات اين جنايتکار تبديل به يک مطالبه عمومي شد و دادستان مربوطه نيز با توجه به اين مطالبه، قول پيگيري خارج از نوبت اين پرونده را صادر کرد.

اما نگاهي به پرونده‌هاي جنايي چند سال اخير نشان مي‌دهد، هستند پرونده‌هاي مشابه پرونده آتنا 7 ساله که حتي علي رغم دلخراش بودن و بزرگتر بودن ابعاد آن، بعد از چند سال هنوز به نتيجه نرسيده و با وجود دستگيري متهمين آن‌ها از سوي پليس آگاهي، يا صدور احکام آن‌ها به درازا کشيده و يا اجراي حکمشان ولي فصل مشترک همه اين پرونده‌ها آن است که قاتلين و متجاوزين زنان و دختران، طعم مجازات جناياتي که مرتکب شده‌اند را نچشيده‌اند.

پرونده اول: تجاوز به 40 دختر و زن شوهردار در پوشش پستچي

اول تيرماه سال 91 خانم جواني با مراجعه به کلانتري 110 شهدا اعلام کرد که مرد جواني در حالي که مرا مورد تهديد به آزار قرار داده بود، با تهديد چاقو اقدام به سرقت گردنبندم در داخل آسانسور مجتمع مسکوني محل سکونتم واقع در ميدان شهيد محلاتي کرد. با تشکيل پرونده مقدماتي و به دستور قاضي ملاتبار، بازپرس شعبه هشتم دادسراي ناحيه 21 تهران، پرونده جهت رسيدگي در اختيار اداره شانزدهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت. در جريان انجام تحقيقات بدوي، مشخص شد موارد مشابه ديگري سرقت و اذيت و آزار زنان به همين شيوه و شگرد و تحت عنوان مأمور پست رخ داده که کارآگاهان اداره شانزدهم با بررسي شکايت‌هاي مشابه موفق به شناسايي تعداد ديگري از شکات شدند که متهم به بهانه تحويل دادن بسته پستي و با مراجعه به مجتمع‌هاي مسکوني داراي آسانسور، به شيوه مشابه اقدام به سرقت طلا و جواهرات و تلاش براي آزار و اذيت آنها کرده بود. حتي يکي از زناني که به همين شيوه و شگرد قرباني اين فرد شيطان صفت شده بود عنوان مي‌کند که پيش از اينکه وي قرباني اين جوان شيطاني شود «گويا يک بار در شهر ري دستگير شده اما با وثيقه 10 ميليون توماني آزاد شده بود.»

قربانيان اين مرد شيطان صفت مي‌گويند او حدودا 25 ساله، قد بلند (حدودا 180 سانتي متر)، چشم و ابرو مشکي و با لباس‌هاي اسپرت بوده که با يک دستگاه موتورسيکلت طرح هوندا 125 مشکي سراغ قربانيانش مي‌رفته و آنها را مورد سرقت و اذيت و آزار قرار مي‌داده است.

سرانجام با انجام اقدامات گسترده پليسي مخفيگاه متهم پرونده به نام «ايمان» در يکي از روستاهاي شهرستان صومعه سرا مورد شناسايي قرار گرفت و کاراگاهان اداره شانزدهم در ساعت 22 روز نهم ديماه سال 92 وي را طي يک درگيري دستگير و به اداره شانزدهم پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل کردند.

پس از دستگيري اين فرد در مخفيگاهش، پرونده در دستگاه قضايي مورد بررسي قرار گرفت و وي با کيفرخواست صادره به دليل ارتکاب اعمال منافي عفت، تعرض و تجاوز به 40 دختر و زن شوهردار، در دادگاه حاضر شد و سرانجام دادستان تهران اعلام کرد: دادگاه طي ماده 286 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392 نامبرده را مفسد في الارض تشخيص داد و به اعدام در ملاءعام محکوم کرد.

اما علي‌رغم حکم صادره و اعلام آن از سوي دادستان تهران، هنوز حکم اين متجاوز که 40 زن و دختر را قرباني مطامع شيطاني خود کرده بود، اجرا نشده است.

پرونده دوم: شکارچي شيطان صفت با پژو نقره‌اي؛ مردي که به 8 دختر بچه 7 تا 13 ساله تجاوز کرد

پاييز 92 اخباري مبني بر ربودن و تجاوز به چند دختربچه مدرسه‌اي در منطقه يوسف‌آباد تهران، منتشر شد؛ خبري که در آن عنوان شده بود يک راننده پژو نقره‌اي رنگ، با جا زدن خود به عنوان جايگزين راننده سرويس مدرسه، قربانيانش را سوار بر خودرو کرده و در حوالي شهرک والفجر، پس از سرقت طلا و جواهرات دختربچه‌ها، آن‌ها را قرباني نيات شوم خود مي‌کرد.

به دنبال اين جنايت، پليس آگاهي تهران موضوع را تحت پيگيري قرار داد و سرانجام پس از بازداشت چند مظنون، موفق شد مرد 25 ساله‌اي را دستگير کند که محل کارش در يکي از ارگان‌هاي دولتي در شمال خيابان اميرآباد و در نزديکي محل اين جنايات بود. با دستگيري اين مرد 25 ساله که 6 سال از ازدواجش مي‌گذشت، رسيدگي به پرونده اين جنايت وارد فاز تازه‌اي شد و سرانجام اين مرد شيطان صفت در بازجويي‌هاي پليسي، به تجاوز و اذيت و آزار تعدادي دختربچه 7 تا 13 ساله اعتراف کرد.

او در اظهاراتش عنوان کرده بود که نخستين جنايت خود را بدون هيچ برنامه‌ريزي قبلي و در حالي که از کنار يک دختر بچه عبور مي‌کرده انجام داده و دختربچه مظلوم را با همين شيوه و شگرد قرباني خواست شيطاني خود کرده بود و بعد از آن به کرات، اين عمل شيطاني را تکرار کرده است. 

پس از دستگيري وي و اعترافاتش، پليس آگاهي تهران بزرگ با انتشار تصوير وي از مردم خواست تا در صورت هرگونه شکايت، به پليس آگاهي مراجعه کنند. سرانجام با مراجعه چند شاکي ديگر، تحقيقات ابتدايي تکميل شد و پرونده اين جنايت هولناک در اختيار قاضي شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفت؛ در کيفر خواست صادره سرقت، آدم‌ربايي و تجاوز به عنف از جمله اتهامات مطرح شده براي راننده شيطاني پژو نقره‌اي عنوان شده بود و گرچه اين جنايتکار در جلسه رسيدگي به اتهاماتش در دادگاه عنوان کرد که عترافات قبلي‌اش را قبول ندارد و بي‌گناه است ولي نهايتاً دادگاه با توجه به ادله موجود در پرونده، اظهارات شاکيان و شناسايي وي توسط دختربچه‌هاي قرباني شده در اين جنايت، «ابوالفضل» را مجرم تشخيص داد و وي به اتهام تجاوز به عنف به چهار مرتبه اعدام محکوم شد.

البته بنا به گفته اين جاني شيطان صفت، چند بار وي در شکار طعمه‌هايش ناکام مانده بود ولي يکي از دختربچه‌هايي که قرباني او شده بود در تشريح ماوقع گفته بود: «ساعت هفت صبح روز حادثه از خانه بيرون آمدم و منتظر سرويس مدرسه بودم که خودرو پژو 405 نقره‌اي‌رنگي به من نزديک شد و راننده‌اش گفت سرويس مدرسه است. من نيز به تصور اينکه سرويس مدرسه عوض شده، در صندلي عقب ماشين نشستم اما راننده به‌جاي حرکت به سمت مدرسه، به طرف خيابان مرزداران حرکت کرد و در خياباني خلوت مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و پس از آن، با سيلي محکمي که به‌ صورتم زد مرا در خيابان پياده کرد و از محل دور شد.»

مجازات اين شکارچي دختربچه‌هاي مدرسه‌اي نيز علي‌رغم صدور حکم و گذشت نزديک به 4 سال از دستگيري وي، هنوز اجرايي نشده است.

پرونده سوم: قتل سريالي و فجيع زنان رشتي؛ قاتلي که پس از تجاوز، قربانيانش را مُثله مي‌کرد

سال گذشته بود که مفقود شدن 4 زن در فاصله زماني کم و در يک محدوده جغرافيايي خاص در رشت، باعث شد تا کارآگاهان پليس آگاهي با پرونده‌اي مواجه شوند که در ابتدا تصور نمي‌شد دامنه‌اش به سال‌هاي قبل تر هم برسد؛ پرونده‌اي که در آن تعدادي زن مفقود شده و همگي طلا و جواهرات قابل توجهي همراه خود داشتند.

با ورود پليس آگاهي و کارآگاهان به ماجراي اين پرونده و پيگيري‌ سرنخ‌هاي موجود مشخص شد که مفقود شدن اين زنان در ارتباط با يکديگر بوده و مفقود شدن اين 4 زن به يک نفر ختم مي‌شود؛ مردي با يک خودروي پرايد سفيد که همه اين زنان آخرين بار سوار خودروي وي شده بودند و پس از آن ديگري خبري از هيچ کدام نبود.

پس از شروع تحقيقات پليسي، کارآگاهان اطمينان يافتند که اين 4 زن به قتل رسيده‌اند ولي نتوانستند نشاني از محل اجسادشان بيابند؛ همچنين با توجه به محل خاصي که اين زنان از آنجا ربوده شده بودند، پيگيري سرنخ از ماجرا و ارتباط آن‌ها با اين مرد، کار را با مشکلاتي مواجه کرده بود اما با به دست آمدن شواهد و قرائني، براي ماموران پليس مسجل شد که آن‌ها تنها با قاتل 4 زن طرف نيستند بلکه ردپاي قاتل اين 4 زن در پرونده گم شدن چند زن ديگر در سال‌هاي قبل نيز به چشم مي‌خورد.

سرانجام پليس توانست با بهره‌گيري از تصاوير دوربين‌هاي مداربسته و رديابي مخابراتي، ليستي از مظنونان را به دست آورد که پس از بررسي افراد اين ليست، فردي که پيش از اين به عنوان آشپز در بندرعباس و پس از آن تحت عنوان مسافرکش در رشت مشغول به کار بود به عنوان مظنون اصلي شناسايي و دستگير شد.

بعد از دستگيري، وي اعتراف کرد که در برخي از موارد با همکاري همسر صيغه‌اي خود، اقدام به سوار کردن زنان کرده بود و اين جنايت‌ها را با انگيزه مالي انجام داده است. او درباره چگونگي مخفي کردن اجساد قربانيان خود نيز گفته بود: علت اينکه اجساد زنان پيدا نشده به اين دليل بود که جز اجساد دو زن که در انباري خانه پدري‌ام دفن کردم بقيه را به جنگل برده و پس از قتل و سرقت طلا ،پول و دارو ندارشان با توجه به اينکه مدت زيادي آشپز بودم و به راحتي گوشت را تکه تکه مي‌کردم بدون وحشت و واهمه اجساد زنان را تکه تکه کرده و آنها را در جاهاي پرت جنگل مي‌انداختم تا خوراک حيوانات شوند و خيالم راحت بود هيچ وقت گرفتار نمي‌شوم.

او در خصوص چرايي وقفه 8 ساله در قتل‌ها و جنايت‌هاي سريالي‌اش نيز عنوان کرده بود: من در سال 87 يک زن را به قتل رساندم و سال بعد نيز 2 زن ديگر را به قتل رساندم، به دليل اينکه احتمال مي‌دادم شناسايي شوم تا سال 95 مرتکب قتلي نشدم اما در سال 95 دوباره قتل هاي زنجيره اي خود را از سرگرفتم و چهار زن 57 تا 60 ساله را در سال 95 به قتل رساندم.

پرونده چهارم: ستايش؛ دختري افغانستاني که طعمه هوسراني پسرهمسايه شد

شايد بتوان قتل دختربچه شش ساله افغانستاني در خيرآباد ورامين را پرحاشيه‌ترين قتل سال‌هاي اخير در کشور دانست؛ دختربچه‌اي که اواخر فروردين ماه 95 مفقود شد و پس از ورود پليس به موضوع فقدان وي، مشخص شد که اين دختربچه 6 ساله توسط پسر 17 ساله همسايه ربوده شده و پس از تجاوز به وي، او را به قتل رسانده و جسدش را با اسيد سوزانده است.

از يک سو قتل فجيع اين دختربچه 6 ساله و از سوي ديگر تابعيت افغانستاني وي باعث شد تا قتل اين دختربچه معصوم، بازتاب گسترده‌اي در شبکه‌هاي اجتماعي داشت و احساسات و عواطف عمومي را به شدت جريحه دار کرد ولي علي‌رغم رسانه‌اي شدن اين پرونده و مطالبه عمومي مبني بر سرعت بخشيدن به اجراي حکم قاتل ستايش، هنوز اين پرونده به مرحله اجراي حکم نرسيده است.

به گزارش تسنيم، به هرحال اوج گرفتن عواطف عمومي و جريحه دار شدن احساسات مردم با قتل دلخراش آتنا، سطح انتظارات از قوه قضائيه را بالاتر برده و گرچه  روز گذشته رئيس قوه قضائيه دستور رسيدگي فوري درباره اين پرونده را صادر کرد ولي طولاني شدن رسيدگي به پرونده هاي خشن و دلخراشي همچون آنچه در بالا عنوان شد، اين سوال را به ذهن متبادر مي کند که اطاله دادرسي پرونده هاي اينچنيني، از يک سو تاثير احکام صادره در مجازات مجرمان به منظور التيام بخشيدن احساسات عمومي را کم رنگ نمي کند و از سوي ديگر  از ميزان بازدارندگي مجازات صادره نمي کاهد؟

لذا اميد است دستور صريح آيت الله آملي لاريجاني براي رسيدگي سريع به اين پرونده، مشمول پرونده هاي دلخراش اخير هم که هنوز به سرانجام و اجراي حکم منتهي نشده نيز شود.

انتهاي پيام/

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن