ذکر روزهای هفته تاریخ روز
آخرین اخبار
کد مطلب: 390248
روايت تاريخي | «هفته وحدت چگونه نامگذاري شد؟»
تاریخ انتشار : 1396/09/13 08:06:57
نمایش : 80
شايد جالب باشد که بدانيم ايده‌ي نام‌گذاري هفته‌اي به‌نام «وحدت»، مربوط به دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نيست. اين نام‌گذاري پيش از انقلاب نيز در سيستان و بلوچستان اجرا شده است؛ زماني‌که حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ايرانشهر روزگار تبعيد خود را سپري مي‌کردند. روايت اين نام‌گذاري را از سخنان رهبر انقلاب اسلامي بخوانيم:

 

 











شايد جالب باشد که بدانيم ايده‌ي نام‌گذاري هفته‌اي به‌نام «وحدت»، مربوط به دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نيست. اين نام‌گذاري پيش از انقلاب نيز در سيستان و بلوچستان اجرا شده است؛ زماني‌که حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ايرانشهر روزگار تبعيد خود را سپري مي‌کردند. روايت اين نام‌گذاري را از سخنان رهبر انقلاب اسلامي بخوانيم:


* شکل‌گيري اولين هفته وحدت در دوران تبعيد
يکي از ابزارهاي هميشه مورد استفاده‌ي دشمنان ملتهاي مسلمان براي اختلاف، مسئله‌ي اختلافات مذهبي، شيعه و سني و از اين قبيل بوده. دعوا درست کنند، اختلاف ايجاد کنند، برادران را به جان هم بيندازند، اختلافات را بزرگ کنند، برجسته کنند، موارد اشتراک و اتحاد را ضعيف کنند، کمرنگ کنند، يک چيز کوچک را بزرگ کنند، برجسته کنند؛ اين همه نقاط اشتراک را که بين برادران سني و شيعه هست، کوچک کنند، ضعيف کنند؛ اين کاري است که دائم انجام گرفته است، الان هم دارد انجام ميگيرد.
جمهوري اسلامي از اولين روز در مقابل اين توطئه ايستاده است؛ علت هم اين است که ما ملاحظه‌ي کسي را نميکنيم؛ اين عقيده‌ي ماست. قبل از اينکه نظام اسلامي تشکيل بشود، برادران ما، بزرگان نهضت، بزرگان مبارزه‌ي انقلابي در آن روز - که هنوز خبري از حکومت اسلامي و جمهوري اسلامي نبود - در جهت وحدت شيعه و سني تلاش ميکردند. من خودم در بلوچستان تبعيد بودم. از آن زمان تا حالا با علماي سني حنفي شهرهاي بلوچستان - ايرانشهر و چابهار و سراوان و زاهدان - با آنهائي که بحمدالله زنده هستند، رفيقيم، نزديکيم، صميمي هستيم. من آنجا تبعيدي بودم، دستگاه‌ها نميخواستند بگذارند تلاشي از سوي ما انجام بگيرد؛ اما در عين حال ما گفتيم بيائيد کاري کنيم که يک نشانه‌اي از اتحاد شيعه و سني را در اين شهر نشان بدهيم؛ که اين مسئله‌ي هفته‌ي وحدت - ولادت نبي اکرم در دوازدهم ربيع‌الاول به روايت اهل سنت، و در هفدهم ربيع‌الاول به روايت شيعه - آن روز به ذهن ما رسيد و در ايرانشهر آن را عمل کرديم؛ يعني از دوازدهم تا هفدهم جشن گرفتيم. اين يک فکر عميقي بوده است، مال امروز و ديروز نيست. ۱۳۹۰/۰۷/۲۵


* فکر وحدت اسلامي يک فکر زودگذر نيست
فکر وحدت اسلامي يک فکر زودگذرِ تازه‌پا نيست، بلکه از اعماق دل ما مي‌جوشد. سنّي براي خود سنّي است، شيعه هم براي خود شيعه است، هرکدام عقايد و مناسکي دارند و هيچ کدام ديگري را مجبور نمي‌کند که مثل من وضو بگير يا اعمال ديگر را مثل من انجام بده. حقيقت اين است که هر دو به خداي واحد، قبله‌ي واحد، پيامبر واحد، اهداف و ارزشهاي واحد و به اسلام واحد معتقدند. چرا اينها را فراموش کنيم؟! من در همان روزهايي که تبعيد بودم - آقاي مولوي قمرالدّيني اين‌جاست - پيغام دادم، خودم به مسجد ايشان رفتم و گفتم بياييد اين يک هفته ميان هفده ربيع - که ما شيعه‌ها هفده ربيع را روز ولادت پيغمبر مي‌دانيم و جشن مي‌گيريم - و دوازده ربيع را - که شما سنّيها روز ولادت پيامبر مي‌دانيد - جشن بگيريم. ما بگيريم، شما هم بگيريد. ايشان هم قبول کرد. اتّفاقاً در همان روزهاي اوّل و دوم در ايرانشهر سيل آمد و بساط همه چيز را به هم زد و ما در کار امداد مردم افتاديم و نتوانستيم کاري انجام دهيم. به اين چيزها توجّه داشته باشيد. خوب؛ طبيعي است که هر کسي براي عقايد خود احترام و ارزش قائل است. اما اگر زيد به عقيده‌ي خود احترام مي‌گذارد، مگر مستلزم اين است که به عقيده‌ي عمرو اهانت کند؟! يا اگر عمرو به عقيده‌ي خود احترام مي‌گذارد، مگر مستلزم اين است که به زيد اهانت کند؟! چرا؟! دشمن همين را مي‌خواهد و اين آتش عجيبي است اگر مشتعل شود.

الان شما ببينيد در همين همسايگي اين مرز ما، دستهايي اختلاف و تفرقه بين شيعه و سنّي را تحريک مي‌کنند. سرِ همين اختلافات، همديگر را کافر و فاسق و فلان مي‌دانند و مي‌کشند. اين است که من تأکيد مي‌کنم و اين نکته‌ي اساسي است. بله؛ از دوستان و علماي عزيز خيلي متشکّرم که تلاش کرديد؛ اما اين تلاش را تعميق کنيد و به دوستيها عمق ببخشيد؛ هرکدام هم در مذهب خود پايدار و ثابت قدم بمانيد. بحث علمي و فکري و غيره هم به جاي خود محفوظ، خيلي خوب است و مانعي هم ندارد. اما مراقب اختلاف باشيد؛ مراقب مردم باشيد؛ مراقب دست دشمن باشيد. ۱۳۸۱/۱۲/۰۲
 

* علما به نداي وحدت پاسخ مثبت دادند
اوّلِ انقلاب هم اوّلين نقطه‌اي که امام، هيأت اعزام کردند، گمان مي‌کنم بلوچستان بود. بنده را خواستند، يک حکم هم نوشتند که در راديو خوانده شد. من با جماعتي راه افتادم و به بلوچستان رفتم. مرحوم مولوي عبدالعزيز ساداتي ملازهي آن موقع حيات داشتند؛ رفتيم ايشان را در سراوان ديديم.

غرض؛ دوستان فراواني از مجموعه‌ي علماي منطقه بودند که به نداي وحدت پاسخ مثبت دادند. بالاتر از اين بگويم؛ در دلِ خودشان حقيقتاً اين ندا وجود داشت. جامعه‌ي ايراني و اسلامي از اين وحدت سود برد. اوايل انقلاب با ايجاد درگيري و با استفاده از بعضي آدمهاي ناباب توانستند در ايرانشهر و جاهاي ديگر کارهايي بکنند؛ ليکن به جايي نرسيد و اختلاف مورد نظر آنها بحمداللَّه به وجود نيامد...

من خودم همان سفري که آمدم، در ايرانشهر همه‌ي رؤساي طوايف را جمع کردم و در جلسه‌اي با آنها صحبت کردم و گفتم نظامِ جمهوري اسلامي بنا دارد که در سرتاسر کشور عدالت واقعي را اجرا کند؛ لذا ظلم و تعرّض و تبعيض را بين استانها و طوايف کشور هيچ تحمّل نمي‌کند و شما به اين امر کمک کنيد. به آنها گفتم که اين نظام از نظام قبل به مراتب نيرومندتر است؛ چون آن نظام به دستگاههاي امنيتي و اطّلاعاتي و سلاحِ خودش متّکي بود؛ اما اين نظام به عواطف و دلها و علايق مردم متّکي است. ۱۳۷۹/۰۸/۱۶

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن