ذکر روزهای هفته تاریخ روز
آخرین اخبار
کد مطلب: 400322
در کدام موضعيم /تک يا پاتک؟!
تاریخ انتشار : 1396/10/20 08:56:26
نمایش : 889
سخنان روز گذشته رهبر معظم انقلاب-همچون هميشه- از جهات مختلف حائز اهميت و قابل توجه بود آن هم در شرايطي که برخي تصور مي‌کردند حوادث روزهاي اخير کشور را در موضع بدي قرار داده و ممکن است اتفاقات بدي بيفتد! اما نگاه رهبر معظم انقلاب،کاملا خالي از نگراني و مالامال از اميد به آينده بود و در عين تذکر درباره مشکلات مردم، فلش ماجرا را دقيقا به سوي کانون اصلي فتنه يعني دشمنان ديرينه انقلاب بردند.

اما بخشي در سخنان ايشان بود که خاص بود و کوبنده. ايشان در واکنش به رفتار احمقانه آمريکايي‌ها در حوادث اخير ريشه‌ تمام دشمني‌ها و توطئه‌هاي ضد ملت ايران را «انقلاب اسلامي» دانستند و فرمودند: «تمام حرکات ناکام دشمن در اين چهل سال، در واقع «پاتک» به انقلاب است، زيرا انقلاب حضور سياسي دشمن را ريشه‌کن کرد... مي‌گويند حکومت ايران از قدرت آمريکا هراس دارد؛ در پاسخ مي‌گوييم اگر ما از شما هراس داشتيم، چگونه در دهه‌ پنجاه شما را از ايران بيرون ريختيم و در دهه نود نيز شما را از کل منطقه بيرون رانديم.»

«پاتک» اقدام براي دفع يک «تک» يا حمله است. يعني پس از آنکه فرد يا جبهه‌اي مورد حمله قرار گرفت و از دست خارج شد،براي بدست آوردن آن«پاتک» شکل مي‌گيرد. وضعيتي که رهبر انقلاب، آمريکايي‌ها را در آن موضع تصوير نمودند. ممکن است برخي اين سخنان را رجز جنگي در آوردگاه نبرد تلقي کنند و نه تنها آن را جايز، بلکه واجب هم بدانند ولي در دلشان باوري بالاتر از رجز نقش نبندد و با خود بگويند: «ما کدام حمله را به آمريکا کرديم و کدام موضع را از آنها گرفتيم که حالا آنها در وضعيت انفعال و پاتک قرار دارند»؟ باور رجز بودن اين سخنان، قطعا نادرست است و براي شرح نادرستي آن و پاسخ به سؤال مفروض، نيازمند مقدماتي هستيم.

بخوانيد:
۱- بهمن ماه سال قبل بود که نشريه اينترنتي آمريکايي«امريکن اينترست» در گزارشي اعلام کرد ايران هفتمين کشور قدرتمند جهان است. در اين گزارش آمريکا، چين، ژاپن، روسيه، آلمان و هند در رده‌هاي اول تا ششم قرار داشتند و ايران بعد از اين کشورها در رده هفتم قدرتمندترين کشورهاي جهان در سال 2017 قرار داشت. آن گزارش در بخشي از توضيح مربوط به جايگاه ايران نوشته بود: «جنگ‌هاي نيابتي ميان عربستان و ايران همچنان ادامه دارد و با ورود به سال جديد ميلادي(2017) ايران در مقايسه با عربستان پيشتاز است. هرچند عربستان همچنان يک قدرت به حساب مي‌آيد؛ اما در 12 سال گذشته، اين ايران است که پياپي گوي سبقت را از عربستان ربوده است.» اين نشريه آمريکايي اذعان کرد: «ايران نقش بسيار سازنده‌اي در بازپس‌گيري حلب از دست تروريست‌هاي داعش داشت و در جبهه زميني عراق نيز ايران پيروز واقعي است. نيروهاي انصارالله تحت حمايت ايران نيز مقابل عربستان ايستادگي کرده‌اند. اين مسائل نشان مي‌دهد قدرت ايران براي تاثيرگذاري در تحولات منطقه‌اي به بيش از هر زمان ديگري رسيده است.»
۲- يک هفته قبل بود که «مايک پمپئو» رئيس‌ سازمان سيا در گفت‌و‌گو با شبکه «MSNBC» اعترافات جالب توجهي را به زبان آورد. او گفت: «نفوذ ايران در منطقه در مقايسه با ۷ سال گذشته (2010 ميلادي/ 1389 شمسي) بسيار بيشتر شده است. امروز، اين کشور نفوذ بسيار زيادي دارد، نفوذي که فراتر از نفوذ آنها در ۶ يا 7 سال گذشته است. ايران در همه‌جاي خاورميانه حضور دارد.»
البته اين سخنان بسيار مهم- که گوياي عمق نگراني آنها از اقتدار روزافزون ايران است- نخستين بار نيست که از زبان او بيان مي‌شود. تابستان امسال، پمپئو در انديشکده آمريکايي «اتحاد اطلاعات و امنيت ملي» سخنراني کرد. در آنجا بود که رئيس‌ سيا، ايران را «چالش بلندمدت ايران» براي آمريکا دانست و صراحتا گفت: «در ايران، ما با يک دشمني مواجه هستيم که در حال جولان دادن است. برخلاف داعش، جمهوري اسلامي ايران يک دولت ملت قدرتمند است که بزرگترين حامي دولتي تروريسم در جهان است»! رئيس‌سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا در همين سخنراني به قدرت جمهوري اسلامي ايران اذعان کرد و گفت: « وقتي شما به آنچه در سوريه، يمن و عراق مي‌گذرد نگاه مي‌کنيد، مي‌بينيد که توان و تاثير و نفوذ(ايران) به طرز قابل ملاحظه‌اي طي سال‌هاي اخير گسترش يافته است... تهران مشخصا آرزوي تبديل شدن به قدرت هژمونيک منطقه را دارد... و اين بزرگترين چالش بلندمدت ما در خاورميانه است».
ماجراي تحقير او  و در اصل آمريکا را در نامه‌نگاري به سردار سليماني را هم که حتما به خاطر داريد. آن هنگام که او در يک سخنراني رسمي اعلام کرد براي حفظ جان سربازان آمريکايي، به ژنرال سليماني نامه نوشتم اما او حتي نامه را باز نکرد!
اينها اقارير و اعترافات صريح عالي‌ترين مقام امنيتي آمريکاست که با وجود سوابق طولاني وي، نمي‌توان در دقت و درستي آن ترديد کرد، مگر آنکه وي را نقاشي بدانيم که‌اشتباها سر از «سي آي اي» در آورده است!
۳- اين نمونه‌ها، و دهها نمونه عيني ديگر همچون زمينگير کردن ماشين جنگ‌هاي نيابتي آمريکا در منطقه، موفقيت در خودکفايي و رشد علمي در موضوعات گوناگون،تبليغ و صدور انقلاب اسلامي به عنوان نسخه‌اي نجات‌بخش و آرماني مقدس به مستضعفان جهان و...، تنها و تنها بخشي از تصويري است که به واقع از ايران در چشم جهانيان نقش بسته و هيچکدام هم سفارش کيهان يا هيچ مجموعه ديگر حامي انقلاب اسلامي نيست. موضوع تا آن حد واضح و بديهي و البته نگران‌کننده براي دشمنانمان است که نتوانسته‌اند آن را به هيچ وجه سانسور يا انکار کنند. اين واقعيت‌هاي لذت‌بخش البته درحالي است که معضلات تلخ و قابل توجهي در زندگي مردم وجود دارد. معضلات معيشتي که رهبر انقلاب بارها و بارها براي رفع آنها به مسئولان مختلف تذکر داده‌اند و متاسفانه همچنان باقي است. معني ديگر اين حرف اين است که اگر به آن سخنان –  مثلا در حوزه اقتصاد مقاومتي يا فاصله گرفتن از خام‌فروشي نفت – عمل شده بود، حالا در جايگاهي به مراتب بالاتر بوديم و ميزان رضايتمندي مردم، رشد شگفت‌انگيزي کرده بود.
اين موقعيت، دقيقا همان موضعي است که حضرت آقا روز گذشته از آن به عنوان «تک» ياد کرده، رسما آمريکا را در موضع تدافعي و انفعال معرفي کردند. موضوعي که ديگر و با اين توضيحات مختصر، نه يک رجز جنگي که يک واقعيت عيني و غير قابل انکار است. در سايه اين اقتدار واقعي است که حضرت آقا وعده تلافي رفتار احمقانه ترامپ را مي‌دهند و خود آمريکايي‌ها بهتر از هرکس مي‌دانند که اين، وعده‌اي صادق است.
۴- همين واقعيت تلخ براي آمريکايي‌ها بود که باعث شتابزدگي بچگانه آنها شد. کاخ سفيد به محض روشن شدن جرقه چند ناآرامي در چند نقطه کشور، از آنها «بوي کباب» حس کرد و شعف زده بيانيه داد و بعد از آن، مقامات سياسي يکي پس از ديگري سخناني حاکي از حمايت از مردم ايران(!) به زبان آوردند! خود اين رفتار نشان دهنده شدت تحقيرشدگي آنها از جانب ايران است تا جايي که کوچکترين حرکتي، آنها را به واکنشي رضايتمندانه و مالامال از خوشحالي هيستريک وا مي‌دارد! اين خوشحالي افراطي باعث شد آمريکايي‌ها چشمشان همچون هميشه به حقيقت کور و بسته بماند و خروش ميليوني آحاد ملت را که حدود ده روز است در سراسر کشور ادامه دارد نبينند، اما چند سطل آشغال آتش گرفته را نماد ملت قهرمان(!) بدانند!
۵- البته آمريکايي‌ها در اين قضيه تنها نيستند و رسانه‌هاي زنجيره‌اي که مدام به دروغ دم از مردم مي‌زنند و ‌اشک تمساح مي‌ريزند، در طول راهپيمايي‌هاي ميليوني مردم حاضر نشدند حتي يک عکس از اين قيام ملي در دفاع از نظام بر آمده از توده‌هاي وفادار ايران منتشر کنند! آنها از يک سو به آمريکا پالس مي‌دهند که ما هستيم و اينجا را روزنامه خودت بدان و همزمان براي اوباش و اراذلي که حتي براي مقدسات هم حرمت قائل نبودند، ‌گريبان چاک مي‌کنند و پيگير حقوق آنها به عنوان «مردم» مي‌شوند! شبيه رفتاري که چند نماينده مجلس دارند و به جاي پاسخگويي در برابر کوتاهي‌هاي غير قابل بخشش آن، به‌دنبال آزادي آشوبگرانند و نمي‌بينند مردم، آنهايي هستند که عليرغم گله‌مند بودن از آنها و دولت، عاشقانه پاي انقلابند، خون دل مي‌خورند و از انقلاب دفاع مي‌کنند.
۶- اما ممکن است اين پرسش پيش بيايد که وقتي ما در چنين موضعي هستيم، اين ناآرامي‌ها چه معنايي دارد!؟ پاسخ روشن است. نخست آنکه آنچه به عنوان آشوب و بلوا در کشور شاهد بوديم، نه پژواک صداي مردم مطالبه‌گر که ناشي از توطئه دشمنان ايران بود و ثانيا، آشوب و بلوا زماني ممکن شد که زمينه‌اي براي نارضايتي وجود داشته باشد. چيزي که رهبر عزيز از آن به‌عنوان «زخم» ياد کردند و براي چندمين بار مسئولان را به درمان آن امر کردند. براي از بين بردن اين زخم - که در زندگي برخي از مردم عميق هم شده- بايد مسئولان کمر همت ببندند و اجازه ندهند آرزوي آمريکا در نااميدي مردم از حل مشکلات اقتصادي تحقق پيدا کند. اينکه معاون اول رئيس‌جمهور بعد از گذشت حدود 1600 روز در اختيار داشتن همه ارکان اجرايي و حتي تقنيني کشور، روز گذشته در همايش نکوداشت مرحوم هاشمي رفسنجاني با اقرار به اينکه «وضع معيشت مردم بد شده و قدرت خريد مردم کاهش پيدا کرده» فرافکنانه بگويد: «اقتصاد هنوز در ته دره است»! شانه خالي کردن از زير بار مسئوليت است. عمر دولت در کشور 4 سال است نه 400 سال و اين چيزي نبوده که بر کسي مخفي بوده باشد. در همين 4 سال مي‌شد خيلي کارهاي مفيد کرد تا حالا در سال پنجم نيازي به فرافکني و سخن از گذشته گفتن نباشد.
آمريکا در برابر مردم ما تحقير شده و اين درس بزرگي به ملل عالم است. تحمل اين وضع براي آنها بسيار دشوار است و مي‌کوشند به هر نحو ممکن، ما را از راهي که آمده‌ايم بازگردانند. اگر همت مسئولان در جبران مشکلات زندگي مردم تنها اندکي بيشتر شود، آمريکايي‌ها اين آرزو را به گور خواهند برد.

حسين شمسيان
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن